خرید بک لینک
این کتاب خاطرات خلبان عراقی ، عصام عبدالوهاب الزبیدی ، از دوران کودکی تا هنگام فرودآمدن با چتر نجات در دزفول است. وی در خانواده ای مذهبی در بغداد به دنیا آمد و پس از درگذشت پدر، که مقارن شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود، به عنوان سرپرست یک خانوا

برچسب: نویسنده: کسری قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:49

در این کتاب سه خاطراه از آزادگان هوانیروز را که در بند ارتش بعثی اسیر بودند را میخوانیم، اسرایی که در اردوگاههای «عنبر» و «الرشید» در بدترین شرایط روحی و جسمی قرار داشتند. تحمل و صبر این رزمندگان آزادگان در برابر شکنجههای کشنده بعثیها، ارتباطات

برچسب: نویسنده: کسری قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:49

سلام من به محرم

کم کم ماه محرم از راه می رسد با خاطراتی بس تلخ و جانگداز، زمین و آسمان به عزا نشسته است اندوهی بس سترگ را. باز این چه شورش است که تمامی جنبندگان را فراگرفته؟ آری محرم از راه می رسد و ندایی آسمانی به همراه دارد

برچسب: نویسنده: کسری قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:49

«فِرِد» داشت با عجله به ایستگاه آتش نشانی می رفت. آن روز نوبت او بود که در ایستگاه ناهار درست کند. برای همین، از قصابی کمی گوشت برای درست کردن کتلت خرید. وقتی وارد ایستگاه شد، «بِنی» تعمیرکار را دید. بنی آمده بود تا یک پنجره ی شکسته را تعمیر کند.

برچسب: نویسنده: کسری قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:49

صفحه بندی